
پوهنتون خاتمالنبیین(ص) شعبه غزنی، با استعانت از الطاف الهی و با نگاهی بلندمدت به مسئولیت خطیر خود در قبال جامعه، اکنون در آستانه دومین دهه فعالیت خویش، گام در مسیر تازهای از بالندگی و تعالی میگذارد. این نهاد علمی که خود را میراثدار تجارب ارزشمند یک دهه گذشته و وامدار اعتماد جامعه میداند، بر این باور است که تداوم حیات پویای یک مرکز اکادمیک، نیازمند عبور از شیوههای مرسوم و حرکت به سوی نواندیشی، آیندهنگری و پاسخگویی مؤثر به نیازهای متحول جامعه است.
اکنون در افق جدید ۱۴۰۵-۱۴۰۹، این پوهنتون با درک عمیق تر از پیچیدگیهای محیط پیرامونی و با اتکا به تحلیل جامع و دقیقی از قوتها و ضعفهای درونی و فرصتها و تهدیدهای بیرونی، عزم خود را برای جهشی کیفی در عرصههای آموزش، پژوهش و فرهنگ جزم نموده است. ما بر این باوریم که تحقق شعار محوری «تعهد و تخصص» که همواره چراغ راه این نهاد بوده است، در گرو طراحی و اجرای راهبردهایی هوشمندانه، منسجم و عملیاتی است که بتواند تمامی ظرفیتهای مادی و معنوی پوهنتون را برای نیل به اهداف والا بسیج نماید.
پلان استراتیژیک پیش رو، که حاصل خرد جمعی و مشارکت تمامی ارکان پوهنتون میباشد، نه صرفاً یک سند اداری، بلکه نقشه راهی است برای ساختن آیندهای بهتر. این سند، تعهدی است برای پرورش نسلی متعهد، متخصص و کارآمد که بتواند در مسیر توسعه و انکشاف اجتماعی کشور و اعتلای فرهنگ اصیل جامعه خود، نقشآفرینی مؤثر و ماندگاری داشته باشد. در این مسیر، پوهنتون خاتمالنبیین(ص) شعبه غزنی با توکل بر خداوند متعال و با بهرهگیری از تمام توان علمی و اجرایی خود، مصمم است تا در میان مراکز علمی پیرامون، به جایگاه شایسته و الهامبخش خود دست یابد و افقهای تازهای از دانایی و پیشرفت را بگشاید.
دکتور خادمحسین حبیبی
رئیس پوهنتون خاتمالنبیین(ص)
شعبه غزنی
در این بخش، برای تدوین برنامه استراتیژیک پوهنتون ها نیاز است تا برخی از مفاهیم به طور مشخص تعریف شودکه در زیر به آنها پرداخته شده است:
برنامه: برنامه به مجموعه اقدام هایی گفته می شودکه به شکل آگاهانه تهیه شده و برای رسیدن به هدف یا اهداف خاص اتخاذ می گردد. به عبارت دیگر ،برنامه، نقشه راه برای بهدست آوردن هدف یا اهدافی است که تخصیص منابع ضروری، تقسیم اوقات، وظایف و عملکردهای دیگری را مشخص می کند. در تدوین برنامه باید به سئوالات زیر جواب داد: چه چیزی، با چه هدفی، توسط چه کسی، در کجا، در چه مدت زمانی، با کدام منابع، با چه تأثیری و چگونه انجام می شود.
استراتیژی: استراتیژی طرحی است که براساس یک طرز تفکر و اندیشه برای رسیدن به اهداف پوهنتون تدوین می شود. به عبارت بهتر، استراتیژی طرح جامعی است که هدف ها، پالیسی ها، برنامه ها و زنجیره های عملیاتی یک پوهنتون را در قالب یک کُل به هم پیوسته با یکدیگر ترکیب میکند.
برنامه استراتیژیک: برنامه استراتیژیک عبارت از خلاصه مراحل طرح شده با اهداف کُلی پوهنتون نسبت به اهداف بخش ها یا دیپارتمنت ها است که به صورت جامع تدوین می شود.
برنامه ریزی استراتیژیک: برنامه ریزی استراتیژیک علم و هنر مجموعه ای از تصمیم ها و اقدام های مدیریتی است که با توجه به عوامل محیطی برای رسیدن به اهداف تدوین، اجرا و ارزیابی می شود.
تدوین: یکی از مراحل برنامه ریزی استراتیژیک، تدوین است که شامل تعیین دیدگاه، مأموریت ،ارزش ها، اهداف ،تحلیل عوامل محیطی (داخلی و خارجی)، تعیین حالت استراتیژیک، انتخاب استراتیژی های ممکن، تعیین اولویت استراتیژیها میشود.
اجرا: مرحله دوم برنامه ریزی استراتیژیک، اجرای استراتیژی می باشدکه شامل تعیین اولویت استراتیژیک، تعیین اهداف کوتاه مدت، برنامه عمل سالانه، تدوین بودجه، تجدید یا طراحی ساختار پوهنتون ،تدوین پالیسی های اجرایی، انتخاب سبک رهبری پوهنتون ها ، تخصیص منابع میشود.
ارزیابی: مرحله سوم، ارزیابی استراتیژی است که نیاز به ایجاد یک میکانیزم برای تطبیق عملکرد پوهنتون با معیارها و پالیسی های وزارت تحصیلات عالی می باشد.
دیدگاه: دیدگاه یا آرمان نمایی از مسیر آتی و خط سیر کارو بار پوهنتون را نشان می دهد .به عبارت دیگر، آرمان یا چشم انداز، تصویر ذهنی یا تجسمی است از آنچه که فرد یا پوهنتون می خواهد .در یک تعریف دیگر، چیزهایی که فرد یا پوهنتون میخواهد به شکل عینی و ملموس به دست آورد، به نحوی که در ذهن شنونده نیز تصویر واضح و روشن ایجاد کند.
مأموریت: مأموریت، مقصود و دلیل وجود پوهنتون را بیان میکند. مأموریت نشان دهندە علت و فلسفه وجودی آن پوهنتون است که همان هدف نهایی پوهنتون را نشان می دهد. پس بیانیه مأموریت، هویت یک پوهنتون را در قالب واژه ها بیان میکند. در یک تعریف دیگر ، مأموریت سندی است که یک پوهنتون را از سایر پوهنتون ها مشابه متمایز می نماید. مأموریت، از رأس هرم پوهنتون نشأت گرفته و به تمام سطوح پوهنتون نفوذ میکند. بیانیه مأموریت، باید روشن، شفاف و به تمام سطوح پوهنتون قابل فهم بوده و مورد قبول قرار گیرد.
هدف: منظور از تعیین اهداف، تبدیل بیانیه مأموریت و دیدگاه استراتیژیک پوهنتون ، به مقاصد کاربردی و نتایج پوهنتون است. بهطور کُلی، هدف عبارت از نقطه ای است که کوشش ها معطوف به رسیدن به آنها می شود. اهداف، باید دست یافتنی، چالش برانگیز و دارای بعد زمانی باشند و مراحل و شیوە تحقق آنها نیز مشخص باشد؛ اهداف پوهنتونی نباید زیاد باشد و باعث پخش شدن تمرکز پوهنتون گردد.
ارزشها: ارزشها، اصول اعتقادی پویا و اساسی پوهنتون است. ارزشها، بایدها و نبایدهای پوهنتون اندکه آرمانها و مأموریت برمبنای آنها تدوین می شوند. به طور کُلی، ارزش های پوهنتون، اصولی هستندکه رهنمودهایی برای مسیر حرکت و رشد، تصمیم گیری و رفتارها در پوهنتون ارائه می کنند.
ماتریکس تحلیل عوامل داخلی : (IFEM) Internal Factors Evaluation Matrix عوامل داخلی ، مؤلفههایی هستندکه مربوط به درون پوهنتون بوده و برخلاف عوامل خارجی زیر کنترول مدیریت سازمان می باشند و به دو دسته: قوتها و ضعفها تقسیم می شوندکه از طریق ماتریکس تحلیل عوامل داخلی تجزیه و تحلیل میشوند .
ماتریکس تحلیل عوامل خارجی:(EFEM) External Factors Evaluation Matrix تجزیه و تحلیل محیط کلان پوهنتون ، فرایند بررسی، مشاهده و تفسیر فرصت ها و تهدیدهای ایجادشده برای پوهنتون از سوی عوامل کلان محیطی است. براین اساس، پوهنتون با توجه به تجزیه و تحلیل محیط کلان ،تغییرات و تحولات در حیطه های مختلف اقتصادی، سیاسی، قانونی، اجتماعی، فرهنگی، فن آوری و بین الملل را زیرنظر گرفته و مورد کنکاش قرار می دهدکه با توجه به ماتریکس تحلیل عوامل خارجی مطالعه و تجزیه و تحلیل می شود.
عوامل داخلی و خارجی :(IEM) Internal & External Matrix یکی از ابزارهای مناسب برای تطبیق یا مقایسه مطالعه عوامل داخلی و خارجی است که زمینه ساز تعیین حالت استراتیژیک پوهنتون شده و راه را برای انتخاب مناسبترین استراتیژی ها مساعد می سازد.
سوات :(SWOT)مخفف سوات یعنی قوت ها (Strenghths)، ضعفها (Weaknesses)، فرصتها (Opportunities) و تهدیدها (Threats) است. این روش، یکی از ابزارهای تدوین استراتیژی است. با استفاده از این تحلیل، این امکان حاصل می شودکه نخست، به تجزیه وتحلیل محیط های داخلی و خارجی پرداخته و دوم تصمیم های استراتیژیکی اتخاذ نمودکه قوتهای سازمان را با فرصتهای محیطی متوازن سازد.
نقطه قوت: عبارت است از شایسته گی ممتازی که به وسیله آن، پوهنتون میتواند در زمینه هایی مانند نوع منابع مالی، تصویر مثبت ذهنی میان خریداران، روابط مثبت با تأمین کنندگان و مواردی از این دست نسبت به رقبا برتر باشد.
نقطه ضعف: نوع محدودیت یا کمبود در منابع، مهارت ها و امکانات و توانایی هایی است که به طور محسوس مانع عملکرد اثربخش پوهنتون می شود.
فرصت : عبارت است از هر عامل خارجی که به پوهنتون در نایل شدن به مأموریتش کمک کند. به عبارت دیگر، فرصت ظرفیت نهفته ای است که بهره گیری از آن، پوهنتون را در جهت مثبت رشد خواهد داد و استفاده از آن مزایای قابل ملاحظه ای برای پوهنتون خواهد داشت.
تهدید: میزان مؤفقیت نامطلوبی در محیط خارجی پوهنتون است مانند قدرت چانه زنی خریداران یا تامین کنندگان کلیدی، تغییرات عمده و ناگهانی تکنولوژی و مواردی از این است که میتوانند تهدید عمدهای در راه مؤفقیت پوهنتون.
استراتیژیهای تهاجمی :(SO)در قالب این استراتیژی ها، پوهنتون با استفاده از نقاط قوت داخلی می کوشد از فرصت های خارجی بهره برداری کند.
استراتیژیهای محافظه کارانه :(WO)هدف از این استراتیژی ها، بهره برداری از فرصت های موجود در محیط خارج برای قوت بخشیدن نقاط ضعف داخلی است.
استراتیژی های رقابتی :(ST)پوهنتونها در اجرای این استراتیژی ها، میکوشند با استفاده از نقاط قوت خود، اثرات ناشی از تهدیدهای موجود در محیط خارج را کاهش دهند یا آنها را از بین ببرند.
استراتیژیهای تدافعی :(WT)پوهنتونها که این استراتیژی ها را به اجرا درمی آورند، حالت تدافعی به خود میگیرند و هدف، کم کردن نقاط ضعف داخلی و پرهیز از تهدیدهای ناشی از محیط خارجی است.
ماتریکس برنامهریزی استراتیژیک کمی :(QSPM) Quantitative Strategic Planning Matrixبا استفاده از این روش، گزینه های گوناگون استراتیژی ها شناسایی شده و در مرحله تطبیق، مورد ارزیابی قرار می گیرد. این ماتریکس برای هر استراتیژی، تعیین اولویت میکند. مدیران و برنامه ریزان پوهنتون ، باتوجه به جذابیت نسبی استراتیژی ها و تعیین اولویت بندی آنها، در مورد انتخاب بهترین استراتیژی، تصمیم گیری می نمایند. این روش، در مرحله تصمیم گیری به عنوان یک چارچوب تحلیلی مورد استفاده قرار میگیرد.
با استفاده از این روش، میتوان استراتیژی های گوناگونی را که از جمله استراتیژی های مناسب اند، مشخص کرد و مناسب ترین آن ها را انتخاب نمود.
بر اساس مدل های پیشنهادی وزارت محترم تحصیلات عالی، مدل استفاده شده در تدوین پلان استراتیژیک پوهنتون خاتم النبیین (ص) شعبه غزنی مطابق شرح زیر در نظر گرفته شده است:
با در نظر داشت مدل فوق، چارچوب پلان استراتیژیک پوهنتون بر اساس رهنمود مصوب وزارت تحصیلات عالی در شش بخش ذیل تهیه شده است:
بخش اول: کلیات؛
بخش دوم: حیطههای آرمانی؛
بخش سوم: تحلیل محیط و استراتیژیها؛
بخش چهارم: اهداف، استراتیژیها، شاخصهای اجرایی سالانه؛
بخش پنجم: اجراء نظارت و ارزیابی؛
بخش ششم: ضمایم (پلانهای عملیاتی سالانه و شواهد توین)؛
پوهنتون خاتمالنبیین(ص) شعبه غزنی بر اساس رهنمود تدوین پلان استراتیژیک وزارت محترم تحصیلات عالی پلان استراتیژیک خویش را مطابق مراحل ذیل انجام داده است:
در نخستین گام، کمیته اختصاصی تدوین پلان استراتیژیک پوهنتون بصورت مستقل از کمیته پلان و پالیسی سطح پوهنتون با در نظرداشت اهمیت مسأله متشکل از هیأت رهبری و نمایندگان ادارات ذیربط (رئیس پوهنتون، معاونین پوهنتون، روسای پوهنحیها، رئیس ارتقای کیفیت و پلان و مدیران ارتقای کیفیت و پلان و پالیسی) تشکیل گردیده است.
اعضای کمیته موظف گردید تا با دریافت رهنمود رسمی وزارت محترم تحصیلات عالی از ریاست ارتقای کیفیت و پلان پوهنتون آنرا به دقت مطالعه کرده تا زمینهی ورود به مرحلهی آموزش عملی و ورکشاپ آگاهیدهی تدوین پلان فراهم گردد.
برای افزایش ظرفیت و هماهنگی، ورکشاپ آموزشی برای اعضای کمیته توسط رئیس ارتقای کیفیت و پلان پوهنتون با موضوعات ذیل برگزار گردید:
جمعآوری دیتاها و اطلاعات جامع از وضعیت فعلی پوهنتون و محیط در دو مرحله انجام شده است:
در این مرحله، دیتاهای اولیه برای شناسایی موضوعات قابل درج در پرسشنامههای پلان عملیاتی انجام شده است که بر این اساس، موضوعات مهم در پرسشنامهی جامع و با سوال باز در زمینه مطالعه محیطی انجام شده و این پرسشنامه به کارمندان، اساتید و محصلان ارائه گردیده که در آن، پاسخدهندگان به بررسی عوامل محیطی (قوتها، ضعفها، فرصتها و تهدیدات) پرداخته است.
نتایج بدست آمده از پرسشنامههای اولیه مورد بررسی قرار گرفته و موضوعاتی که باید در پرسشنامهی اصلی درج گردد شناسایی و بعنوان سوال در پرسشنامههای بعدی گنجانده شد.
پس از ختم مرحله اول، پرسشنامههای پنجگانه مستخرج از نتایج بدست آمده در مرحله قبلی تدوین و برای ذینفعال پوهنتون (محصلان، اساتید، کارمندان، کارفرمایان و فارغالتحصیلان) در نهادهای داخلی و بیرونی توزیع، جمعآوری و تحلیل گردیده است.
تحلیل سیستماتیک دیتاهای مرحله مطالعه محیط با استفاده از ابزار تحلیل دیتاهای اجتماعی SPSS موارد ذیل انجام یافته است:
بر اساس نتایج تحلیل، ریاست ارتقای کیفیت و پلان پیشنویس پلان استراتیژیک پوهنتون را تهیه کرده که شامل موارد زیر است: مقدمه و کلیات، دیدگاه (چشمانداز)، مأموریت، ارزشها، اهداف استراتیژیک همراستا با اولویتهای وزارت، استراتیژیهای انتخابشده و اولویتبندیشده، اهداف کوتاهمدت، برنامههای عملیاتی پیشنهادی، جدول زمانی و برآورد مقدماتی بودجه. هدف: ارائه یک سند اولیه منسجم و قابل بحث.
پیشنویس پلان در جلسات بازنگری متعدد (کمیتهی تدوین پلان استراتیژیک) ارائه گردید. نظرات و پیشنهادها جمعآوری، تحلیل و برای بهبود کیفیت پلان اعمال شد.
پس از اعمال اصلاحات نهایی، پلان برای تصویب رسمی به مراجع ذیصلاح پوهنتون (کمیتهی پلان و پالیسی سطح پوهنتون و شورای علمی) جهت تصویب ارائه گردیده و در صورت نیاز برای تأیید یا بازبینی به وزارت تحصیلات عالی ارسال میگردد. پس از تصویب رسمی و ابلاغ، پلان به عنوان سند رسمی پوهنتون اعلام شده و برنامههای عملیاتی سالانه و سازوکار نظارت و ارزیابی جهت اجرا تدوین میگردد.
پوهنتون خاتمالنبیین(ص) – شعبه غزنی، بهعنوان یکی از نهادهای علمی و تحصیلات عالی کشور، در چارچوب احکام قانون اساسی امارت اسلامی افغانستان، استراتیژی انکشاف ملی، استراتیژی ملی وزارت تحصیلات عالی و نیز برنامه استراتیژیک قبلی این نهاد، مکلف است تا با درنظرداشت نیازهای جامعه، تحولات علمی و تخنیکی، شرایط اجتماعی–اقتصادی و تقاضای روزافزون برای آموزش باکیفیت، برنامه استراتیژیک جامع، واقعبینانه و قابل تطبیق را تدوین و تطبیق نماید.
تدوین برنامه استراتیژیک جدید برای این پوهنتون، نهتنها یک ضرورت قانونی و اداری محسوب میگردد، بلکه پاسخ به نیازهای فزاینده نسل جوان ولایت غزنی در زمینه دسترسی به تحصیلات عالی معیاری، ارتقای کیفیت تدریس و تحقیق، توسعه خدمات اکادمیک و اجتماعی، بهبود مدیریت منابع و تقویت نقش پوهنتون در انکشاف پایدار جامعه نیز میباشد. این برنامه همچنان زمینه هماهنگی بهتر میان اهداف نهادی پوهنتون و اولویتهای ملی سکتور تحصیلات عالی را فراهم ساخته و مسیر روشن توسعه میانمدت و درازمدت را ترسیم مینماید.
بیانیه چشمانداز شعبه غزنی پوهنتون، قرار ذیل است:
«پوهنتون خاتمالنبیین (ص) شعبه غزنی مصمم است تا از طریق تدریس، تحقیق و عرضه خدمات، جایگاه معیاری را در عرصه تحصیلات عالی در سطح ملی کسب نماید».
مأموریت شعبه غزنی پوهنتون قرار ذیل است:
«پوهنتون خاتمالنبیین(ص) شعبه غزنی در حال حاضر در راستای آموزش و تربیت نیروی انسانی از طریق تدریس، تحقیق و عرضه خدمات مصروف میباشد».
ارزشهای محوری پوهنتون خاتمالنبیین(ص) شعبه غزنی را موارد ذیل تشکیل میدهد:
اهداف استراتیژیک پوهنتون خاتمالنبیین(ص) شعبه غزنی که در ذیل تعیین شده است، نتایجی است که این مرکز علمی میخواهد در طی پنج سال آینده به آن دست یابد.
اهداف استراتیژیک تعیین شده در ذیل با رویکرد تلفیقی بر گرفته شده از دیدگاه و مأموریت پوهنتون و همچنان در مطابقت با اهداف استراتیژیک وزارت محترم تحصیلات عالی توسط کمیتهی تدوین پلان استراتیژیک مطابق شرح ذیل تدوین گردیده است:
در این بخش به شرح موارد زیر خواهیم پرداخت:
ذینفعان، اشخاص وگروههای هستندکه برنامه به آنها وابسته یا آنها بر نهاد وابستهاند. یعنی تأثیرگذاران، هدایتگران و استفادهکنندگان از ستادههای پوهنتون، در دایرهی ذینفع قرار میگیرند؛. ذینفعان، انتظارها و خواستهای گوناگون و ناساز دارند، چنانچه سهامداران، انتظار بازدهی، کارکنان خواستار رضایت شغلی و دولت به دنبال اجرای مقررات و تأمین کیفیت باشند، نمیتوان خواستها و انتظارهای کلیدی آنها را در برنامهریزی راهبردی نادیده گرفت. برای همین، ذینفعان داخلی و خارجی مورد شناسایی قرار میگیرد و در راهبردها میان انتظارهای مهم آنها، تعادل منطقی ایجاد گردد.

اهداف پلان استراتیژیک ملی وزارت تحصیلات عالی براساس اولویتهای امارت اسلامی افغانستان تعیین
شده است که این پوهنتون در مطابقت با آن اهداف استراتیژیک خویش را نیز تدوین نموده است به شرح ذیل است:
تجزیه و تحلیل محیط درونی سازمان، بیانگر تواناییهای عملکردی آن بر اساس منابع موجود و در دسترس است. این تحلیل، در هر مقطع زمانی، تصویری روشن از کمیت و کیفیت منابع فیزیکی، انسانی و مالی سازمان ارائه میدهد و ضمن مشخص ساختن نقاط قوت و ضعف ذاتی مدیریت، ساختار سازمانی و سایر ابعاد نهاد، بستری را برای ارزیابی موفقیتهای گذشته، قابلیتهای کنونی و آمادگی برای شناسایی توانمندیهای آینده فراهم میآورد.
در بررسی محیط داخلی پوهنتون، دو دسته از فعالیتها مورد توجه قرار گرفته است:
– فعالیتهای اصلی: شامل محتوای درسی، سطح دانش و انگیزش علمی محصلان، کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری مبتنی بر تعهد و تخصص، و نیز ارتباط مؤثر با فارغالتحصیلان.
– فعالیتهای پشتیبان: شامل زمینهسازی برای اجرای مطلوب فعالیتها، نظام نظارت و ارزیابی، و همچنین خدمات آموزشی، پژوهشی و اداری نظیر مدیریت منابع، زیرساختها و توسعه تحقیقات.
هدف از تحلیل محیط داخلی، شناسایی، دستهبندی و اولویتبندی این نقاط قوت و ضعف است. این مهم با استفاده از متریکس ارزیابی عوامل داخلی و با الهام از مدل خطمشی هاروارد (روش SWOT) انجام شده که نتایج آن در جدول زیر به تصویر کشیده شده است:

تجزیه و تحلیل محیط بیرونی، فرآیندی نظاممند برای شناسایی و ارزیابی عواملی است که خارج از حوزه کنترل سازمان قرار دارند، اما تأثیر قابلتوجهی بر عملکرد و مسیر پیشرفت آن میگذارند. در این تحلیل، ضمن تعیین شاخصهای کلیدی هر یک از عوامل بیرونی، میزان و نحوه اثرگذاری آنها بر سیستم داخلی سازمان مورد سنجش و بررسی قرار میگیرد.
هدف غایی از تحلیل محیط خارجی، شناسایی دقیق «فرصتها» و «تهدیدهای» پیش روی سازمان است. درک صحیح این دو مقوله، مدیران را در تشخیص گزینههای راهبردی واقعی یاری میرساند و زمینه را برای انتخاب مسیرهای مناسب و اثربخش فراهم میآورد.
نتیجه این بررسی، دستیابی به فهرست جامعی از مهمترین فرصتها و تهدیدهای پیش روی پوهنتون است که با استفاده از متریکس ارزیابی عوامل خارجی و با الهام از مدل خطمشی هاروارد (روش SWOT)، دستهبندی و اولویتبندی شده است. خروجی این تحلیل در جدول زیر قابل مشاهده میباشد.
در این مرحله، عوامل اصلی داخلی و عوامل اصلی خارجی، با استفاده از ابزارهایی همچون ماتریکس سوات (SWOT) و ماتریکس داخلی و خارجی (IE) تطبیق داده میشوند تا استراتیژیهایی شناسایی شوند که در راستای مأموریت پوهنتون بوده و متناسب با عوامل داخلی و خارجی باشند.
از تحلیل و ارزیابی همزمان عوامل داخلی و خارجی، و جاسازی امتیازهای عوامل در جهتهای افقی و عمودی، موقعیت استراتیژیک و وضعیت موجود پوهنتون نمایان میشود. هدف این ارزیابی و امتیازبندی، افزون بر شناخت «جایگاه کنونی»، فهم و تعیینِ استراتیژیها و جهتگیریهای مناسب آیندهی پوهنتون است.

چنانچه در متریکس نٌه خانۀ فوق مشاهده میگردد جایگاه موجود پوهنتون در موقعیت (5) قرار گرفته است، می توان تحلیل کرد که استراتیژی های انتخاب شده محافظه کارانه بوده و حفظ وضعیت موجود را نشان میدهد. بنابر این، با بهره برداری از فرصت های موجود در محیط خارجی تلاش میگردد تا نقاط ضعف به نقاط قوت در محیط داخلی تبدیل گردد.
سازمانها در اجرای مأموریت و در قبال محیط خود همواره با دوسوال اصلی مواجه اند؛ 1) «چه هستند و کیفیت کار آنها چگونه است؟»، 2) کجا ایستاده اند و نسبت آنها با محیط شان چیست؟».
پاسخ به سوال اول نیازمند ارزیابی عوامل داخلی سازمان و پاسخ به سوال دوم مستلزم ارزیابی عوامل خارجی است. نظریه سیستمی مبتنی بر این تفکر است که باید سازمان را به منزلۀ یک نظام کامل در نظر گرفت که از تعدادی خرده سیستم تشکیل شده و ضمن فعالیت در یک فرایند مستمر «تبدیل منابع ورودی به محصولات خروجی»، با محیط خود در تعامل است. بنابر این نگرش، حفظ ارتباط با محیط خارجی برای سازمان به عنوان یک سیستم باز اهمیت حیاتی دارد. در تفکر سیستمی مسایل و مشکلات درون سازمانی از راه برقراری ارتباط و تعامل با متغیرهای برونی سازمان به منظور وصول به نقطه تعادل بررسی میشود.
در تعریف محیط درونی و بیرونی دو نگاه مطرح است؛ نگاه درونمحور و بیرونمحور. بنابر نگاه داخل محور به محیط بیرون نمیشود اعتماد کرد و باید قابلیتهای محوری داخل برای هرگونه شرایط محیطی آماده کرد.
نگاه خارجی معتقد است که داخل قابل تامین است. مهم شناسایی و یافتن فرصتهای بیرونی و تنظیم فعالیتها بر اساس یافتههای محیط بیرونی است.
با تجزیه و تحلیل عوامل محیطی و تعیین «جایگاه کنونی»، نوبت به استفاده از نتایج تحلیل برای تدوین استراتیژیها میرسد. این بخش شامل دو بخش اصلی میباشد: الف) انتخاب استراتیژیها که با استفاده از ابزار ماتریکس سوات(SWOT) انجام میشود. ب) اولویتبندی استراتیژیهای مناسب که با استفاده از ابزار ماتریکس(«برنامهریزی استراتیژیک کمی»(QSPM)) گرفته است.
در این مرحله، با استفاده از ابزار ماتریکس سوات، استراتیژیهای ممکن شناسایی شدند. روش بهکارگرفتهشده در این مرحله، روش تحلیل کیفی بوده است که طی جلسات بحث گروهی متمرکز صورت گرفته است. تمامی عوامل درونی «قوتها و ضعفها» دو به دو با عوامل بیرونی (فرصتها و تهدیدات محیطی» مقایسه شده اند و استراتیژیهای ممکن استخراج گردیده است. که به شرح زیر میباشد:
با بهرهگیری از متریکس برنامهریزی استراتیژیک کمّی (QSPM) در چهارچوب تحلیلی، «جذابیت نسبی» راهبردها آشکار گردید. نمرهی جذابیت نسبی، نشاندهندهی راهبردهای برتر است که در جدول ذیل قرار دارد.
در این بخش، «اولویت های استراتیژیک پوهنتون» از جدول اولویت های استراتیژیک انتخاب و در ستون مربوطۀ هر استراتیژی کلان دسته بندی و درج شده است. سپس فعالیت های و برنامه های اجرایی هر استراتیژی در مقابل هر کدام مشخص گردیده است.
پوهنتون خاتم النبیین- غزنی، در افق 140۹ اهداف بلند ۱۱ گانهای را که در بالا تشریح شد، انتخاب نموده است. تحقق این اهداف، منوط به خرد نمودن آنها به اهداف کوتاه مدت یک ساله میباشد. اهداف کوتاه مدت مربوط به هریک از اهداف بلند مدت در جدول ذیل ارایه شده اند:

با توجه به تعیین اهداف بلندمدت پوهنتون خاتمالنبیین(ص) شعبه غزنی، مطابق ضمیمهی پلان، پیشنویس برنامهی عملیاتی سالانهی پوهنتون از سال تحصیلی 140۵ تا 140۹ تدوین گردیده است.لازم به ذکر است که با توجه به اینکه تدوین پلان عملیاتی پنجساله با توجه به عدم پیشبینی حوادث و تغییرات در طی پنج سال آینده و همچنان زمانبندی آن احتمالاً یکسری تغییراتی را تجربه نماید بنابراین آنچه در صفحات آینده بعنوان پلان عملیاتی آورده شده است بعنوان پیشنویس تدوین گردیده است و احتمالاً این موارد (بویژه زمانبندی پلان) تغییراتی را تجربه نماید.اما کلیات برنامه در پلان عملیاتی در طی پنج سال آینده تغییر نخواهد کرد و در صورت انجام، این تغییرات بسیار کم خواهد بود.


داشتن پلان منسجم، واضح و موثر امر مهم برای پویایی و بالندگی سازمان محسوب میشود. موثریت پلان منوط به جامعیت، اعتبار و کارآمدی آن می باشد. منظور از جامعیت این است که پلان استراتیژیک علاوه بر پیشنهاد استراتیژیها و شاخصهای عملیاتی باید میکانیزمهای مشخص برای اجرا، نظارت و ارزیابی از میزان تطبیق برنامهها را نیز تعریف و پیشبینی نماید. این بخش شامل محور اساسی «اجرا»، و «ارزیابی» میباشد.
اجرای پلان در واقع همان فلسفهی وجودی یک پلان است. از اینروی، در شاخصهای ارزیابی مطلوبیت و معقولیت پلان شاخص قابلیت تطبیق و اجرا از ا همیت جدی برخوردار میباشد. منظور از اجرا بسترسازی برای تطبیق و اقدام عملی برای پیاده نمودن پلانها میباشد.هدف اصلی پیادهسازی راهبردها، «اجرای مأموریت،» «رسیدن به چشم انداز،» «نگهداشتن ارزشها» و «دستیابی به اهداف پوهنتون» است. همه واحدهای سطح پوهنتون مطابق با اسناد و لوایح پایین دستی برای اجرای ماموریت پوهنتون، دستیابی به چشم انداز تعریف شده، حرکت بر محور ارزشهای اساسی و تلاش برای تعقیب و تامین اهداف استراتیژیک پوهنتون مسؤولیت دارند. از سوی دیگر، پیادهسازی درست راهبردها بر پذیرش اصول معیاری وابستگی دارد. پس باید به «اجرای برنامه توسط بخشهای پوهنتون» و «اصول اجرای برنامه» اشاره داشت:برای اجرای استراتیژیهای پوهنتون ، نیاز به گزینههای کلان ذیل داریم:
پوهنتون خاتم النبیین (ص) شعبه غزنی در راستای ارایه خدمات تحصیلی با کیفیت، متناسب با نیازها و خواستهای روز جامعه و بازار آموزش و پژوهش بعد از ارزیابی سالانهی عملکرد و فعالیتها در صورت ضرورت و نیاز ساختار تشکیلاتی خود را مورد باز نگری قرار میدهد. بروز رسانی ساختار و تشکیلات پوهنتون میتواند بستر مناسبتری را برای اجرای استراتیژی پوهنتون و تحقق اهداف آن فراهم میسازد.
تحول سیستم اداری و فرایندهای مدیریتی یک اصل اساسی برای رسیدن به خدمات آموزشی معیاری در یک نهاد تحصیلی محسوب میشود. پوهنتون خاتم النبیین (ص) شعبه غزنی در راستای ایجاد سهولتهای اداری و همراهی با نیازهای جامعه علمی و اقتضائات آموزش مدرن و تطبیق استراتیژیهای برتر نهاد آموزشی خود، هر ازچندگاهی فرایندهای مدیریتی خود را مورد بازنگری و اصلاح قرار میدهد.
بهبود رسمیت و اعتبار پوهنتون در گرو تطبیق استراتیژیها در چاچوب اهداف رهنمودی وزارت تحصیلات عالی و ارزیابی مستمر از عملکرد نهاد تحصیلی و تحلیل وضعیت مطابق نقاط قوت و ضعف پوهنتون است. هیئت رهبری پوهنتون خاتم النبیین(ص) شعبه غزنی براین باور است با نظارت و ارزیابی مستمر و شفاف از اجرای استراتیژیها و تجزیه و تحلیل مناسب آنها میتوان طرح مناسبی را برای بهبود اعتبار و رسمیت پوهنتون در مجامع علمی ملی و بین المللی فراهم ساخت. براساس نکات بدست آمده از تحلیل وضعیت میتوان با عقد توامیتهای ملی و بین المللی، انجام تحقیقات سکتوری، سهمگیری در انکشاف جامعه و تولید متون علمی و آموزشی بستر بهبود رسمیت را مهیا نمود.
از آنجا که تغییر همواره یادگیری را به همراه دارد و منجر به ارتقای ظرفیت و نهادینهسازی معلومات و الگوهای رفتاری مدیریتی جدید میشود، هیئت رهبری پوهنتون خاتم النبیین (ص) شعبه غزنی در راستای تطبیق استراتیژی با تمرکز بر آینده از طریق موضوعاتی مانند بازارهای در حال تغییر، نیازهای مشتری، یا بازطراحی ساختار سازمانی، با ایجاد تغییرات لازم و مناسب در سبک رهبری و مدیریتی از نگرش سنتی به سمت سبکهای مدرن و مشارکتی، راه ساختن یک سازمان موفق را هموار میسازد.
برای تحقیق اهداف و اجرای استراتیژیهای منتخب، پوهنتون برنامههای عملیاتی بلند مدت و کوتاه مدت را ترسیم مینماید تا ضمن اجرایی سازی استراتیژیها مسیر رسیدن به اهداف پوهنتون را نیز هموار سازد. بدین ترتیب برای هر استراتیژی فعالیتهای خاصی در پلانهای عملیاتی سطح پوهنتون و واحدهای تابعه با زمانبندی مشخص و پیشبینی بودجه معین تعریف میگردد.
نقطه آغاز حرکت به سوي موفقیت وتحقق اهداف پوهنتون را میتوان تعیین دقیق اهداف و نقشه راه رسیدن به نقطه مطلوب و مورد انتظار عنوان نمود. یکی از ابزارهاي بسیار مفید در اجری استراتیژی، تدوین نقشه تطبیق استراتیژي میباشد که هر چه نهاد در تدوین نقشه مزبور موفقتر عمل کند اجراي استراتیژیها دقیقتر و از کیفیت بالاتري برخوردار خواهد بود. نقشه استراتیژي از چشم انداز و استراتیژیهاي پوهنتون حاصل شده و تجسمی از روابط استراتیژیک علت و معلولی در سازمان ارایه میدهد و هدف اصلی آن آسان ساختن تبدیل استراتیژیها به عملیات و برقراري ارتباط میان کارکنان و اهداف سازمان میباشد.باتوجه به خصوصی بودن پوهنتون مناسبترین نقشه برای تطبیق استراتیژیها استفاده از مدل «کارت امتیازی متوازن» است که در سال 1992توسط کاپلان و نورتون مطرح شد و در ابتدا برای ارزیابی عملکرد سازمانهای مختلف در چهار حوزه «مالی،» «مشتری،» «فرایندهای داخلی» و «رشد و یادگیری» به کار میرفت. اما مرور به ابزار قدرتمند برای برنامه ریزی و مدیریت استراتیژیک تبدیل شده است. پوهنتون خاتم النبیین (ص) شعبه غزنی با الهام از این مدل، تدوین نقشه تطبیق استراتیژی و تحقق اهداف خود را در ایجاد توازن در موارد ذیل میداند:
براساس این مدل، ضمن تعیین فرجه زمانی برای تحقق اهداف و تطبیق استراتیژیهای پوهنتون ، پلانهای عملیاتی سالانه (چنانچه در بالا نمایش داده شد) تدوین و به مرحله اجرا میگذارد. همچنین جهت اطمینان از تطبیق استراتیژیها میکانیزم نظارتی و ارزیابی را تهیه نموده که براساس آن به صورت ربعوار میزان تطبیق استراتیژیها را اندازهگیری و در صورت نیاز اقدامات تدابیری را تعریف مینماید.
یکی از عناصر اساسی برای تطبیق استراتیژی تأمین و تخصیص منابع مالی آن است، همانگونه که در شاخصهای سالانهی این پلان بیان شده است، تخصیص درصدی معینی از عواید پوهنتون در راستای تحقق اهداف کمی و کیفی پوهنتون تخصیص یافته است. بودجه مالی پوهنتون ابتدا مطابق شاخصهای پلان استراتیژیک به صورت 5 ساله تدوین گردیده است و در گام بعدی با در نظرداشت میزان عواید و مصارف پوهنتون و استعلام از واحدهای تابعه جهت اعلام نیازمندی و بودجههای مورد نظر، پلان بودجوی سالانهی پوهنتون تدوین و تطبیق و اجرا میشود.
بدیهی است که در جوامع جهان سومی و توسعه نیافته سیاستگذاریها و مدیریت داخلی سازمانهای خصوصی به شدت متاثر از تحولات و دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی کشور است. به همین دلیل بسیاری از تغییرات در پالیسیهای و سیاستهای مدیریتی در نهادهای خصوصی یک امر اجتناب ناپذیر و گاهی تحملی است. پوهنتون خاتما لنبیین (ص) شعبه غزنی در جریان بیشتر از یک دهه فعالیتهای علمی و خدماتی براساس یافتهها و نتایج به دست آمده از نظارت و ارزیابی داخلی اقدام به تغییر، اصلاح و بازنگری پالیسیهای و سیاستهای مدیریتی نموده است. از آنجا که رسالت اسلامی و انسانی این پوهنتون ارایه خدمات آموزشی معیاری و بسترسازی برای تحقق عدالت آموزشی است، در ً آینده نیز قطعا مطابق با نیازهای و ضرورتهای روز جامعه اقدام به تغییر و بازنگری پالیسیها و سیاستهای داخلی پوهنتون خواهد نمود.
استراتیژیهای تدوین و طراحیشده در بخش پیشین، با بهره گیری از منابع و اصول، توسط واحدهای مربوط و با هدایت، نظارت و حمایت کمیتهی پلان و ریاست پوهنتون، تطبیق و اجرا میگردد.برای تطبیق موثر و اجرای عملی شاخصهای پلان استراتیژیک پوهنتون، مراحل ذیل طی میگردد:
اجرای پلان استراتیژیک فراتر از اقدام صرف شامل اصول اساسی مانند؛ درک مشترک از اهداف بلندمدت، برنامهریزی هماهنگ، همکاری و نوآوری است. در ذیل اصول مذکور به اختصار بیان میشود:
فهم مشترک: برداشت هم سان اعضا از ماهیت مقاصد آرمانی و مسیرهای ارتباطی، پذیرش و پیادهسازی راهبردها را آسانتر میکند. چنانچه پنداشتهای گوناگون از آنها، سبب تضاد و تناقض شده و استراتیژیها را سرگردان و هزینهبر میسازد.
برنامهریزی هماهنگ: پلانهای استراتیژیک، عملیاتی، نظارتی و تدابیری واحدهای اجرایی، فراگیر سه گونه هماهنگی: «هماهنگی درونی» ، «هماهنگی با سایر بخشها» و «هماهنگ با پلان استراتیژی پوهنتون» بوده و حالت تکمیل کنندگی و تقویت دهندگی دارد.
همکاری گروهی: کار گروه و همکاری در پیشبرد و تطبیق برنامهها اصل اساسی در اجرای موثر پلان سازمانی است. هرگاه فرهنگ کار تیمی و همکاری واحدهای اجرایی با حفظ استقلال ترویج و نهادینه شود، پیادهسازی استراتیژیها به هم افزایی مثبت میانجامد.
عمومیسازی نوآوری: دانش و بینش تازه، نگاه ابتکاری و خلاقانه در مورد اجرای استراتیژی اصل مهم در تطبیق پلان است. این امر زمینههای تطبیق و اجرای موثر استراتیژیها را فراهم می سازد.
نظارت بر تطبیق پلان استراتیژیک یکی از اجزای کلیدی موفقیت آن به شمار میرود که تضمین کنندهی تحقق اهداف پلان بوده، شفافیت و پاسخگویی در سازمان را افزایش داده و دیتاهای قابل اتکا برای بهبود در تصمیمگیری را فراهم خواهد کرد.
بر اساس رهنمودهای وزارت محترم تحصیلات عالی، پوهنتون خاتمالنبیین(ص) شعبه غزنی دارای یک کمیته فعال تحت عنوان کمیتهی اصلی پلان و پالیسی بوده که این کمیته تحت نظارت مستقیم مقام ریاست پوهنتون با عضویت معاونین، روسای پوهنحیها، رئیس ارتقای کیفیت و پلان و آمریت تحقیقات علمی پوهنتون میباشد. کمیتهی پلان و پالیسی، پس از تدوین پلان استراتیژیک، مسئولیت نظارت بر تطبییق آن را به عهده دارد و وظایف این کمیته برای نظارت بر تطبیق پلان استراتیژیک به شرح ذیل است:
اجرای نظارت بر تطبیق پلان استراتیژیک پوهنتون بر اساس موارد مندرج در بخشهای قبلی شامل گامهای ذیل خواهد بود:
پس از انجام نظارت، گام بعدی و ارزیابی استراتیژیها آغاز میگردد.
یکی از مباحث اساسی حصول اطمینان از موثریت و کارآمدی استراتیژیها است که در این بخش میکانیزم ارزیابی استراتیژیهای طبق رهنمود وزارت تحصیلات عالی تدوین گردیده است که شامل مبانی، ارزیابی، معیارها و شاخصهای ارزیابی و فرایند ارزیابی استراتیژیها میشود.
استراتیژیهای پوهنتون بر مبنای تحلیل عوامل درونی که منجر به شناسایی ضعفها و قوتهای سازمان میشود و تحلیل عوامل محیط بیرونی که فرصتها و تهدیدها را به دست میدهند، استخراج و اولویتبندی شده است. از مقارنه ضعفها، قوتها از یک سو، تهدیدها و فرصتها از سوی دیگر با استفاده از مدل تحلیلی سوات(SOWT) ، استراتیژیها شناسایی و با توجه به اهداف اصلی سازمان در مطابقت با اهداف وزارت تحصیلات عالی با استفاده از روش QSPMاولویتبندی شده است. با این وصف مبنا و منشأ پیدایش استراتیژیها تجزیه و تحلیل عوامل درونی و بیرونی است.
ارزیابی استراتیژی در واقع عبارت است از بررسی اثربخشی کلی یک برنامه در پاسخگویی به اهداف آن، یا ارزشیابی نسبی دو یا چند برنامه ً در پاسخ گویی به اهداف متداول است. معمولا فرآیند ارزیابی استراتیژیها شامل پاسخ دادن به سوالاتی از جمله سوالات ذیل است: ما چقدر در راستای تحقق چشم انداز خود پیشرفت کردهایم؟ آیا مناطق تمرکز استراتیژیک ما هنوز مرتبط هستند؟ کدام یک از اهداف خود را به پایان رساندهایم؟ کدام اهداف دیگر لازم نیستند؟ آیا پروژههای کافی برای تحقق اهداف ناقص داریم؟ آیا شاخصهای کلیدی عملکرد عوامل انسانی ما هنوز هم برای اندازهگیری پیشرفت به سمت اهداف ما موثر هستند؟ اگر جایی نتوانستیم به اهدافمان برسیم، چرا این اتفاق افتاد؟ چنین پرسشهایی میطلبت که هرازگاهی سازمان باید استراتیژیهای خود را ارزیابی تا با در نظر داشت تحولات محیطی و عوامل درونی از موثریت و کارآمدی آنها مطمئن شود.نهایتا، در ارزیابی استراتیژیها سه فعالیت اساسی مورد توجه قرار میگیرند :
با این وصف، ارزیابی بر اساس دلایل، اهداف و معیارهای خاص صورت میگیرد. در ذیل این سه ضلع اصل ارزیابی به اختصار بیان میشود.
شاخصهای ارزیابی استراتیژیها با توجه به ماهیت ساختار و فعالیت پوهنتون در گزینههای زیر قابل نمایش است:شاخص مشارکت: تحقق چشم انداز، دیدگاه و اهداف اصلی پلان استراتیژیک در بستر مشارکت تمامی همکاران نهاد قابل تصور است.شاخص خلاقیت: در اجرای برنامه، خلاقیت و نوآوری وجود داشته است؛شاخص استمرار: اجرای برنامه بهطور پیوسته و در زمان تعیین شده صورت گرفته است؛شاخص واقعیت: اجرای برنامه، واقعی و سازگار با تغییرات محیطی بوده است، نه ذهنی و سندسازی؛شاخص منفعت: اجرای برنامه، باعث افزایش تجربهی مثبت مجریان میگردد.امکان پذیری و کارآیی: یک استراتیژی باید با منابع سازمان هماهنگ باشد تا بتوان بر اساس منابع انسانی و مالی و… سازمان استراتیژیها را به انجام رسانید.
چند معیار رایج وجود داردکه میتوان هنگام ارزیابی استراتیژیها از آنها بهره جست:
سازگاری درونی توانایی استراتیژی برای کار با سایر استراتیژی ها و سیاستهای پوهنتون است که میتوانید با مقایسه آن با سایر سیاستهای موجود تعیین کرد که آیا یک استراتیژی با این استاندارد مطابقت دارد یا خیر. اگر استراتیژی با هیچ یک از سیاستهای موجود در تضاد نباشد و عملکرد منحصر به فردی را انجام دهد که به پیشبرد اهداف سازمان کمک میکند، از نظر داخلی سازگار است. بنابراین استراتیژی نباید اهداف و سیاست های متناقض را ارایه دهد. تعارض و نزاع بین بخشی از علائم اختلال مدیریتی و ناهماهنگی استراتیژیک است.
سازگاری محیطی به چگونگی تعامل یک سیاست با محیط اطراف آن مربوط میشود. محیط یک سازمان هرگونه تأثیر خارجی است که یک سازمان با آن در تعامل است و میتواند شامل نظرات مشتری، سایر سازمانها و فناوری های جدید باشد.
منابع چیزهایی هستند که یک سازمان در اختیار دارد و به آن کمک میکند تا به اهداف خود دست یابد. منابع مشترک شامل پول، افراد با تخصص مناسب، امکانات فیزیکی و ارتباطات است. هنگام ارزیابی یک استراتیژی، میتوان بررسی کرد که آیا پوهنتون منابع مناسب برای اجرای کامل آن را دارد.
استراتیژیها اغلب حاوی حداقل مقدار کمی از خطر هستند. هنگام ارزیابی یک استراتیژی، میتوان میزان ریسک آن را در مقایسه با میزان سود سازمان از آن تعیین کرد. اگر سیاستی چانس بالایی برای پاداش بزرگ دارد، ممکن است درجه ریسک بالاتری نسبت به استراتیژی با نرخ سود پایینتر در نظر گرفته شود.
فرایند ارزیابی استراتیژیها از چهار مرحلهی بهم پیوسته به وجود میآید:
در مرحله اول کنترل و ارزیابی استراتیژیها، استانداردهای موفقیت، مقیاسهای بهرهوری و سیاستهای وظیفوی تعیین میشوند. بدین ترتیب، چگونگی اجرا و نقاط مهم ارزیابی نیز مشخص خواهند شد.در مرحله دوم ارزیابی استراتیژیها اطلاعات لازم از نتایج اجرا جمع آوری میگردد تا در مرحله بعد یعنی مرحله سوم به مقایسه آن با اهداف و شاخصهای تدوین شده در مرحله اول بپردازیم و فاصله استراتیژی را مشخص سازیم. در صورت عدم تحقق انتظارات و شاخصها به مرحله چهار میرسیم.در مرحله چهارم فرایند کنترل و ارزیابی استراتیژیها به اتخاذ تدابیر اصلاحی پرداخته میشود. به این ترتیب فرایند ارزیابی پایان نمییابد و با اجرایی کردن اقدامات دوباره سیکل را ادامه میدهیم تا به نتایج مورد نظر برسیم.
اقدامات اصلاحی آخرین فعالیتی است که در ارزیابی استراتیژیها بعمل میآید و مستلزم تغییراتی است که سازمان بعمل میآورد تا از نظر رقابتی در آینده دارای موضع و جایگاه برتری شود. نمونههایی از تغییر که بعنوان اقدام اصلاحی ممکن است بعمل میآیند عبارتند از:
مجری اصلی نظارت و ارزیابی این پلان، کمیتهی ارزیابی پلان سطح پوهنتون است که توسط کمیته فوق الذکر ارزیابی پلان استراتیژیک و استراتیژی ها انجام می گیرد و با تکیه به اصول و معیارهای بیان شده در این بخش، میکانیزم نظارت و ارزیابی را تهیه و تصویب نموده و اجرا میکند. نظارت کمیته از تطبیق پلان، استمراری و به صورت ربعوار بوده، ولی گزارش ارزیابی تحلیلی از تطبیق پلان، در پایان هر سال است. و در هر مرحله، گزارشی از میزان پیشرفت و دلایل اجرا نشدن یا درست اجرا نشدن استراتیژیها تهیه میشود که مراحل ذیل را طی خواهد کرد:
کلیه ادارات پوهنتون و ریاست ارتقای کیفیت و پلان در بخشهای مربوط از همکاران دایمی کمیته در انجام وظایف نظارت، کنترل و ارزیابی برنامهها می باشد.
بهمنظور «حسن اجرای برنامه»، «کمیتهی پلان سطح پوهنتون» از اعضای ثابت (رئیس پوهنتون، معاون علمی، معاون اداری-مالی، معاون ِ امور محصلان و ریاست ارتقای کیفیت و پلان پوهنتون) و اعضای تغییرپذیر در هر سال (نمایندهای از میان استادان، کارمندان و دانشجویان به انتخاب شورای علمی) تشکل یافته،که با همکاری ریاست ارتقای کیفیت و پلان، وظایف ذیل را به عهده دارد: